logo_bassam

زهره مهرنوروزی. پس از پیروزی انقلاب اسلامی یکی از عمده کارهایی که نظریه پردازان مسلمان و انقلابی ایران برروی آن تمرکز کردند جایگاه واقعی زن مسلمان بود، به دنبال آن غرب برای اینکه مانع از پیشرفت نظام ما باشد همواره با حجاب زن مسلمان به ستیزه پرداخته است در دودهه اخیر که ابزار رسانه مدرن در دست همگان قرار گرفته است از هرطریق همه تمرکزش را معطوف به کشف حجاب زن مسلمان کرده است در این باره رسانه ملی به عنوان یک رسانه همه گیر وظایفی را بر عهده دارد در این باره با خانم فاطمه احمدی یکی از بانوان فعال درشبکه نور قم گفتگویی انجام شده است که می خوانید:

کمی از خودتان بگویید؟

فاطمه احمدی هستم متولد۱۳۶۳، دانش آموخته سطح سه شیعه شناسی جامعه الزهرا سلام الله علیها و دارای کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی از دانشکده صدا و سیما و کارشناسی ارشد شیعه شناسی گرایش کلام مادر سه فرزند هستم و در صدا و سیمای مرکز قم فعالیت می کنم. قبل از اشتغال و تاکنون محتوای رسانه ای شامل فیلمنامه بلند، فیلمنامه کوتاه، فیلم کوتاه، محتوای ویژه فضای مجازی تولید کرده ام. پایان نامه “ویژگی های عبدالرحمن” کسب مقام دوم در نمایشگاه بین المللی قرآن کریم ،کلیپ «یه بوم و دو هوا» کسب لوح افتخار جشنواره عمار در بخش برنامه اینترنتی،کلیپ «یه بوم و دو هوا» شایسته تقدیر سومین جشنواره جنات در بخش مستند کوتاه گزارشی، طرح پوستر “سیگار مرگ تدریجی” کسب لوح تقدیر از جشنواره آسیب های اجتماعی،فیلمنامه بلند « نقطه انجماد» شایسته تقدیر در جشنواره جنات، دانشجوی نخبه علمی فرهنگی دانشکده هدی، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد «بررسی شخصیت‌پردازی زن در سینمای دفاع مقدس»  که در جشنواره علامه حلی شایسته تقدیر شد.

تعریف شما از زن ایده آل چیست؟

قبل از اینکه بگوییم یک زن ایده آل کیست، باید بگوییم یک انسان ایده آل کیست، زیرا یک زن قبل از آنکه زن باشد، انسان است. یک انسان مسلمان، قبل از هر چیز بنده خداست و برای آنکه در بندگی موفق باشد، باید ابتدا شناخت پیدا کند و اراده اش آن باشد که براساس شناخت خود زندگی کند. باید عزم و اراده انسان این باشد که در مسیر درست قدم بردارد و سیر تکاملی خودش را طی کند. در مسیر تکامل، برای زن و مرد تکالیف مشترک و متفاوتی وجود دارد. در قرآن، گاه به تکالیف مشترک اشاره شده، و فرموده است: «یا ایهاالذین آمنو»، و گاهی نیز بر اساس جنسیت تکالیف متفاوتی مطرح شده است. ما انسان ها باید بتوانیم شناخت خود را تقویت کنیم. رمز سعادت انسان این است که در مدار بندگی قرار گیرد. قطعاً اگر خودش اراده کند که وظایف بندگی اش را بشناسد، در مراحل بعد خداوند نیز او را کمک خواهد کرد. اگر زن است، زن موفق، و اگر مرد است، مرد موفق خواهد بود.

جایگاه زن در اسلام را چطور می بینید؟ آیا الگوهایی هم از زن دراسلام بیان شده است؟

در مکتب اسلام زن نیمه ای از پیکره بشریت است، در اسلام مهم ترین کلید واژه ای هایی که با آن زن تعریف می شود عبارتند از انسان دارای کرامت انسانی، عهده دار امر انسان سازی، مظهر جمال الهی، بزرگ ترین پشتوانه مرد در سیر الی الله و بالاترین سرمایه اجتماعی برای رشد و پیشرفت جامعه. با این وصف تصویری که از زن در قالب دیانت اسلام ارائه شده هیچ ربطی با تصاویری که در طول تاریخ در برخی تمدن ها از زن ترسیم شده ندارد؛ تصاویری که زن را  فرو دست و گاه هم مرتبه با حیوانات تعریف کرده است. در مکتب اسلام زن همه توانایی ها و ظرفیت هایی را که برای رشد و کمال انسانی ضروری به نظر می رسد، دارا است. نیمه ای از پیکره بشریت است که برای آن نیمه دیگر یعنی مرد در مسیر کمال، جفت است و ضرورتا با همراهی اوست که مرد می تواند به کمال خویش که در عالم خلقت برایش مقدر شده برسد. زن انسان ساز و نسل پرور است، بدون این نقش حیاتی، نه بقای بشر تضمین می شود و نه برای حفظ و حراست میراث های علمی، فرهنگی، هنری و بلکه اجتماعی و سیاسی جامعه های بشری راهی وجود دارد. زنان هستند که انسان پرورش می دهند؛ انسانی که عالم و هنرمند، جنگجو و رزمنده است، حرفه، فن، تجارت، کسب و پیشه وری دارد، گاه تا حد یک رهبر بالا می رود که سرنوشت ملتی را عوض کند. موجودی با چنین جایگاه مهم و نقش حساسی باید خود به لحاظ ذهنی عاطفی روحی و اخلاقی بسیار قدرتمند، منزه و آراسته به همه خصایل نیکو و بری از همه مفاسد و ضعف ها باشد.

در پاسخ سوال دوم  زنانی که در سایه ادیان توحیدی و مخصوصا در کنار مردان بزرگ قرار گرفته اند، همه از این قسم زنانند: از ساره گرفته تا آسیه و مریم. در خاندان پیامبر اسلام از این زنان می توان سراغ گرفت؛ حضرت خدیجه کبری (س)، حضرت فاطمه زهرا (س)، حضرت زینب کبری (س) و حضرت معصومه (س) از این دست زنان هستند؛ اینان از بهترین و کریمانه ترین روش های تربیت بر خوردار بودند که به زنانی این چنین پر قدرت، تاثیر گذار، انسان ساز و جامعه ساز تبدیل شدند.

از دید شما چه عوانلی باعث شده است که در زمینه عفاف و حجاب زن مسلمان با این شرایط روبرو شویم و هرگونه برخورد ما با حجاب زنان تبدیل به خوراک برنامه شبکه مخالف ایران می شود؟

مجموعه ای از عوامل درونی و بیرونی دست به دست هم داده تا نگذارد در جامعه ما دختران و زنان  به حجاب نوع دیگری نگاه کنند، مهم ترین عوامل درونی را باید وجود سنت های غلط و عادت های سخیف فرهنگی- اجتماعی درباره زنان دانست که بدبختانه در خیلی موارد هم به ناحق آن را به دین و انگاره های دینی نسبت می دهند، در حالی که میان دینی که زنان را با کرامت انسانی می نگرد و به او در عرصه خانواده و جامعه نقش های کلیدی می سپارد، با نگرشی که زن را فرو دست می انگارد و جایگاه زن را نازل شمرده و نقش های فرعی برایش قایل است، فاصله زیادی است. یک زن را بزرگ می شمارد و او را ریشه و پایه بزرگی شخصیت افراد و رشد جامعه می داند و دیگری او را ضعیف می شمارد و جز در حاشیه نمی بیند. از مهم ترین عوامل بیرونی این جریان شبیخون گسترده و همه جانبه فرهنگی است که از سوی غرب متجاوز و استیلای جو به قلمرو فرهنگی، مرز های فکری، اعتقادی و اخلاقی ما صورت گرفته است، بنای نابودی هویت و استقلال ما را دارد و به صورت خاص دختران و زنان ما را نشانه گرفته است تا با دستان خودمان به ویران کردن ما بپردازد.

سوالی که ایجاد می شود این است چگونه شبیخون فرهنگی توانست تا حدودی تاثیر بگذارد؟

 نظام فرهنگی غرب که چند قرنی است به درون جوامع شرقی و مخصوصا اسلامی رسوخ کرده با شعارهای ظاهر فریب و زیبایی چون آزادی و احیای حقوق زنان وارد شده و در عمل با شیء انگاری زن و پایین آوردن او تا حد یک عروسک بزک کرده ظلمی مضاعف به زنان نموده است؛ چرا که هم او را از هویت انسانی تهی کرده هم هویت زنانه اش را منحصر در بزک و آرایش و خود نمایی نموده و هم جایگاه مهم خانوادگی و نقش های مهم همسری و مادری را برای زن حقیر دانسته است؛ عملا با شعارهای ظاهر فریب مدرن شدن و پیشرفت همه ارزش های انسانی زن را زیر سوال برده و هیچ منشور اخلاقی و قداستی برای او تعریف نکرده است و این ظلمی بزرگتر در حق زنان و جایگاه و نقش شان است. این دو گونه عامل درونی و بیرونی است که مجال تعریف زن را با کلیدواژه هایی که اسلام در این مورد دارد را نمی دهد، میان بخشی از زنان و دختران جامعه ما با زن تراز اسلام فاصله انداخته است و این گسست مخصوصا در مورد نسل جوان البته بیشتر است. 

همین اندازه غرب متوسل به ابزار رسانه توانسته نفوذ کند خوشبختانه ما هم فرصت داریم اما رسانه ملی یکی از ابزارهایی است که می تواند نقش بی بدیلی در ساخت برنامه های ضد فرهنگ غرب داشته باشد راهکار شما برای رسانه ملی چیست؟

در دهه هفتاد سریال درپناه تو ساخته شد دراین سریال ما زنان و دختران یاد گرفتیم چطور چادر را زیبا بپوشیم یاد گرفتیم با حجاب هم می شود آراسته بود. من گمان می کنم تاکنون آنطورکه باید در تولید برنامه ها به حجاب و پوشش زنان توجه نشده است من نمونه های زیادی دارم که حجاب را سخیف و بی ارزش کرده اند. پس از انقلاب اسلامی در جامعه خود ما دست هایی در کار بوده تا اجازه ندهد «زن تراز دین» با همه جاذبه ها و زیبایی هایی که در الگو وجود دارد حتی برای زنان ایرانی به درستی معرفی شود، در واقع شرط این معرفی درست از زن نمونه مسلمان این است که ما توانسته باشیم در یک بسته منسجم و معقول این زن را در سیستم تفکر دینی با قرائت اسلام انقلابی تعریف کنیم، شما را ارجاع می دهم به سریال های دهه 70،80و تاحدودی هم 90 درمحموعه های تولید شده که هم اکنون باز هم در شبکه ای فیلم باز پخش می شود ببنید، حجاب مخصوص زندانبانان و مأموران اجرای حدود و یا لباس رسمی افراد زندانی است که این تصویر، تأثیر نامطلوبی بر حجاب در جامعه خواهد گذاشت. یا اینکه حجاب و چادر نوعی نماد برای طبقه فقیر و بی سواد جامعه قلمداد می شود که در مقابل آن زنان ثروتمند و باسواد به مراتب از پوشش کمتری استفاده می کنند، به طوری که کسی با دیدن یک زن محجبه، هرگز تصور نمی کند که او ممکن است یک زن ثروتمند و یا دانشمند باشد. دیده می شود که در سریال ها تنها افراد مسن و مادربزرگ ها از حجاب کاملی برخوردار هستند، این تصور باعث می شود که زنان جامعه، حجاب را نشان افزایش سن و مانعی برای جوان ماندن خود تلقی نمایند. دیگران نیز دختران و زنان جوانی را که به حجاب خود پایبند هستند، به تمسخر مادربزرگ خطاب کنند. یا اینکه استفاده از چادر و حجاب کامل تنها در مراسم ختم جلوه می کند و یادآور غم و اندوه و افسردگی زنان محجبه است که در مقابل آن در مراسم شادی و به طور کلی زنانی که از روحیه ای شاد برخوردار هستند، به طور معمول دارای پوشش و حجاب کمتری هستند. تبلیغات بازرگانی نیز به نوبه خود در رواج بی حجابی و رشد حس خودنمایی و تبرج در زنان دخیل هستند. از دیر زمان تاریخ، در جوامع بی‏بند و بار غربی از زنان برای ‏رسیدن به تمام مقاصد سوء خود استفاده‏ می‏کردند. حتی برای تبلیغ پست‏ترین کالای ‏مصرفی خود، مانند شوینده دستشویی ها و این ‏شگرد به رسانه های جوامع اسلامی هم سرایت کرده، به طور معمول زنانی که در تبلیغات بازرگانی سیما از آن ها استفاده می شود، زنانی زیبا و جذاب هستند و بینندگان را به مصرف کالایی خاص دعوت می کنند و هنری جز شستن و آشپزی ندارند. یا از دختربچه های زیبا و با صورت های نقاشی شده استفاده می شود، غافل از اینکه این کودکان و یا کودکان مخاطب آن ها روزی به بزرگسالان جامعه تبدیل خواهند شد و منش و روش کودکی شان در زندگی آن ها ماندگار خواهد شد. این تصاویر نقش مهمی در ارائه و رشد بدحجابی در جامعه دارد. به یقین در برابر این برنامه ها، اگر تلاشی هم در جهت نهادینه کردن حجاب در برنامه های دیگری مثل سخنرانی و میزگرد، که از جذابیت کمتری در مقابل سریال ها و مجموعه های تلوزیونی برخوردارند صورت بگیرد، امری بیهوده و بی اثر خواهد بود.

با توجه به نقش صدا و سیما به خصوص برنامه ها و سریال های تلوزیونی در تغییر نگرش مردم نسبت به حجاب و عفاف در سبک زندگی والگو دهی به جامعه چه راهکاری پیشنهاد می دهید؟

رسانه ها در ابتدا نباید به تبلیغات فرهنگی دشمنان بیشتر دامن بزنند. وقتی علاوه بر رسانه های غربی، در صدا و سیمای کشورما نیز این طور القا می شود که حجاب، یعنی تحمل سختی و مشقتی که خود انسان با اختیار انتخاب کرد است. حجاب، یعنی لباس زندانی و زندانبان به تن کردن، در حالی که آزادی حق هر فرد و آرمان ویژه اوست. حجاب، یعنی گوشه نشینی و کنار کشیدن از اجتماع و کارهای اجتماعی و سیاسی و علمی، در حالی که نسل جوان ما همواره و به حق به دنبال پیشرفت های سیاسی و اجتماعی و تحصیلی است، به چه معناست؟

هنگامی که فیلم های جمهوری اسلامی ایران برای مردم، زنان خوشبخت در خانواده های مرفه و ثروتمند و به اصطلاح متمدن و با فرهنگ را با حجابی غیر از پوشش اسلامی و زنان بدبخت و کلفت را با چادر نمایش می دهد، چگونه می توان انتظار داشت مردمی که دنبال رفاه و آسایش هستند و حتی گاه اصول دینشان را خوب درک نکرده اند و از فلسفه حجاب نیز چیزی نمی دانند، از چنین الگویی پیروی نکنند.

نکته پایانی ؟

لوئی منتسکیو یکی از اندیشمندان سیاسی فرانسه در عصر روشنگری در کتاب روح القوانین صفحه 226در تحلیلی کارکردگرایانه می نویسد: از دست رفتن عفت زنان به قدری تأثیرات بد دارد و به اندازه ای نواقص و معایب تولید می کند و طوری روح مردم را فاسد می نماید که اگر کشوری دچار آن گردد و این اصل مهم از بین برود، بدبختی های زیادی از آن ناشی می گردد، به خصوص در حکومت دموکراسی، از دست رفتن عفت، بزرگ ترین بدبختی ها و مفاسد را باعث می شود تا جایی که اساس حکومت را از بین خواهد برد. به همین علت غرب از زنان به عنوان یک ابزار علیه نظام ما استفاده می کند به همین علت تلاش می کند که حجاب و عفاف را در جامعه ما کمرنگ کند این نکنه مهمی است که برنامه سازان صدا و سیما باید در نظر داشته باشند.

زهره مهرنوروزی. پس از پیروزی انقلاب اسلامی یکی از عمده کارهایی که نظریه پردازان مسلمان و انقلابی ایران برروی آن تمرکز کردند جایگاه واقعی زن مسلمان بود، به دنبال آن غرب برای اینکه مانع از پیشرفت نظام ما باشد همواره با حجاب زن مسلمان به ستیزه پرداخته است در دودهه اخیر که ابزار رسانه مدرن در دست همگان قرار گرفته است از هرطریق همه تمرکزش را معطوف به کشف حجاب زن مسلمان کرده است در این باره رسانه ملی به عنوان یک رسانه همه گیر وظایفی را بر عهده دارد در این باره  روزنامه شاخه سبز با خانم فاطمه احمدی یکی از بانوان فعال درشبکه نور قم گفتگویی انجام داده است که می خوانید:

کمی از خودتان بگویید؟

فاطمه احمدی هستم متولد۱۳۶۳، دانش آموخته سطح سه شیعه شناسی جامعه الزهرا سلام الله علیها و دارای کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی از دانشکده صدا و سیما و کارشناسی ارشد شیعه شناسی گرایش کلام مادر سه فرزند هستم و در صدا و سیمای مرکز قم فعالیت می کنم. قبل از اشتغال و تاکنون محتوای رسانه ای شامل فیلمنامه بلند، فیلمنامه کوتاه، فیلم کوتاه، محتوای ویژه فضای مجازی تولید کرده ام. پایان نامه “ویژگی های عبدالرحمن” کسب مقام دوم در نمایشگاه بین المللی قرآن کریم ،کلیپ «یه بوم و دو هوا» کسب لوح افتخار جشنواره عمار در بخش برنامه اینترنتی،کلیپ «یه بوم و دو هوا» شایسته تقدیر سومین جشنواره جنات در بخش مستند کوتاه گزارشی، طرح پوستر “سیگار مرگ تدریجی” کسب لوح تقدیر از جشنواره آسیب های اجتماعی،فیلمنامه بلند « نقطه انجماد» شایسته تقدیر در جشنواره جنات، دانشجوی نخبه علمی فرهنگی دانشکده هدی، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد «بررسی شخصیت‌پردازی زن در سینمای دفاع مقدس»  که در جشنواره علامه حلی شایسته تقدیر شد.

تعریف شما از زن ایده آل چیست؟

قبل از اینکه بگوییم یک زن ایده آل کیست، باید بگوییم یک انسان ایده آل کیست، زیرا یک زن قبل از آنکه زن باشد، انسان است. یک انسان مسلمان، قبل از هر چیز بنده خداست و برای آنکه در بندگی موفق باشد، باید ابتدا شناخت پیدا کند و اراده اش آن باشد که براساس شناخت خود زندگی کند. باید عزم و اراده انسان این باشد که در مسیر درست قدم بردارد و سیر تکاملی خودش را طی کند. در مسیر تکامل، برای زن و مرد تکالیف مشترک و متفاوتی وجود دارد. در قرآن، گاه به تکالیف مشترک اشاره شده، و فرموده است: «یا ایهاالذین آمنو»، و گاهی نیز بر اساس جنسیت تکالیف متفاوتی مطرح شده است. ما انسان ها باید بتوانیم شناخت خود را تقویت کنیم. رمز سعادت انسان این است که در مدار بندگی قرار گیرد. قطعاً اگر خودش اراده کند که وظایف بندگی اش را بشناسد، در مراحل بعد خداوند نیز او را کمک خواهد کرد. اگر زن است، زن موفق، و اگر مرد است، مرد موفق خواهد بود.

جایگاه زن در اسلام را چطور می بینید؟ آیا الگوهایی هم از زن دراسلام بیان شده است؟

در مکتب اسلام زن نیمه ای از پیکره بشریت است، در اسلام مهم ترین کلید واژه ای هایی که با آن زن تعریف می شود عبارتند از انسان دارای کرامت انسانی، عهده دار امر انسان سازی، مظهر جمال الهی، بزرگ ترین پشتوانه مرد در سیر الی الله و بالاترین سرمایه اجتماعی برای رشد و پیشرفت جامعه. با این وصف تصویری که از زن در قالب دیانت اسلام ارائه شده هیچ ربطی با تصاویری که در طول تاریخ در برخی تمدن ها از زن ترسیم شده ندارد؛ تصاویری که زن را  فرو دست و گاه هم مرتبه با حیوانات تعریف کرده است. در مکتب اسلام زن همه توانایی ها و ظرفیت هایی را که برای رشد و کمال انسانی ضروری به نظر می رسد، دارا است. نیمه ای از پیکره بشریت است که برای آن نیمه دیگر یعنی مرد در مسیر کمال، جفت است و ضرورتا با همراهی اوست که مرد می تواند به کمال خویش که در عالم خلقت برایش مقدر شده برسد. زن انسان ساز و نسل پرور است، بدون این نقش حیاتی، نه بقای بشر تضمین می شود و نه برای حفظ و حراست میراث های علمی، فرهنگی، هنری و بلکه اجتماعی و سیاسی جامعه های بشری راهی وجود دارد. زنان هستند که انسان پرورش می دهند؛ انسانی که عالم و هنرمند، جنگجو و رزمنده است، حرفه، فن، تجارت، کسب و پیشه وری دارد، گاه تا حد یک رهبر بالا می رود که سرنوشت ملتی را عوض کند. موجودی با چنین جایگاه مهم و نقش حساسی باید خود به لحاظ ذهنی عاطفی روحی و اخلاقی بسیار قدرتمند، منزه و آراسته به همه خصایل نیکو و بری از همه مفاسد و ضعف ها باشد.

در پاسخ سوال دوم  زنانی که در سایه ادیان توحیدی و مخصوصا در کنار مردان بزرگ قرار گرفته اند، همه از این قسم زنانند: از ساره گرفته تا آسیه و مریم. در خاندان پیامبر اسلام از این زنان می توان سراغ گرفت؛ حضرت خدیجه کبری (س)، حضرت فاطمه زهرا (س)، حضرت زینب کبری (س) و حضرت معصومه (س) از این دست زنان هستند؛ اینان از بهترین و کریمانه ترین روش های تربیت بر خوردار بودند که به زنانی این چنین پر قدرت، تاثیر گذار، انسان ساز و جامعه ساز تبدیل شدند.

از دید شما چه عوانلی باعث شده است که در زمینه عفاف و حجاب زن مسلمان با این شرایط روبرو شویم و هرگونه برخورد ما با حجاب زنان تبدیل به خوراک برنامه شبکه مخالف ایران می شود؟

مجموعه ای از عوامل درونی و بیرونی دست به دست هم داده تا نگذارد در جامعه ما دختران و زنان  به حجاب نوع دیگری نگاه کنند، مهم ترین عوامل درونی را باید وجود سنت های غلط و عادت های سخیف فرهنگی- اجتماعی درباره زنان دانست که بدبختانه در خیلی موارد هم به ناحق آن را به دین و انگاره های دینی نسبت می دهند، در حالی که میان دینی که زنان را با کرامت انسانی می نگرد و به او در عرصه خانواده و جامعه نقش های کلیدی می سپارد، با نگرشی که زن را فرو دست می انگارد و جایگاه زن را نازل شمرده و نقش های فرعی برایش قایل است، فاصله زیادی است. یک زن را بزرگ می شمارد و او را ریشه و پایه بزرگی شخصیت افراد و رشد جامعه می داند و دیگری او را ضعیف می شمارد و جز در حاشیه نمی بیند. از مهم ترین عوامل بیرونی این جریان شبیخون گسترده و همه جانبه فرهنگی است که از سوی غرب متجاوز و استیلای جو به قلمرو فرهنگی، مرز های فکری، اعتقادی و اخلاقی ما صورت گرفته است، بنای نابودی هویت و استقلال ما را دارد و به صورت خاص دختران و زنان ما را نشانه گرفته است تا با دستان خودمان به ویران کردن ما بپردازد.

سوالی که ایجاد می شود این است چگونه شبیخون فرهنگی توانست تا حدودی تاثیر بگذارد؟

 نظام فرهنگی غرب که چند قرنی است به درون جوامع شرقی و مخصوصا اسلامی رسوخ کرده با شعارهای ظاهر فریب و زیبایی چون آزادی و احیای حقوق زنان وارد شده و در عمل با شیء انگاری زن و پایین آوردن او تا حد یک عروسک بزک کرده ظلمی مضاعف به زنان نموده است؛ چرا که هم او را از هویت انسانی تهی کرده هم هویت زنانه اش را منحصر در بزک و آرایش و خود نمایی نموده و هم جایگاه مهم خانوادگی و نقش های مهم همسری و مادری را برای زن حقیر دانسته است؛ عملا با شعارهای ظاهر فریب مدرن شدن و پیشرفت همه ارزش های انسانی زن را زیر سوال برده و هیچ منشور اخلاقی و قداستی برای او تعریف نکرده است و این ظلمی بزرگتر در حق زنان و جایگاه و نقش شان است. این دو گونه عامل درونی و بیرونی است که مجال تعریف زن را با کلیدواژه هایی که اسلام در این مورد دارد را نمی دهد، میان بخشی از زنان و دختران جامعه ما با زن تراز اسلام فاصله انداخته است و این گسست مخصوصا در مورد نسل جوان البته بیشتر است. 

همین اندازه غرب متوسل به ابزار رسانه توانسته نفوذ کند خوشبختانه ما هم فرصت داریم اما رسانه ملی یکی از ابزارهایی است که می تواند نقش بی بدیلی در ساخت برنامه های ضد فرهنگ غرب داشته باشد راهکار شما برای رسانه ملی چیست؟

در دهه هفتاد سریال درپناه تو ساخته شد دراین سریال ما زنان و دختران یاد گرفتیم چطور چادر را زیبا بپوشیم یاد گرفتیم با حجاب هم می شود آراسته بود. من گمان می کنم تاکنون آنطورکه باید در تولید برنامه ها به حجاب و پوشش زنان توجه نشده است من نمونه های زیادی دارم که حجاب را سخیف و بی ارزش کرده اند. پس از انقلاب اسلامی در جامعه خود ما دست هایی در کار بوده تا اجازه ندهد «زن تراز دین» با همه جاذبه ها و زیبایی هایی که در الگو وجود دارد حتی برای زنان ایرانی به درستی معرفی شود، در واقع شرط این معرفی درست از زن نمونه مسلمان این است که ما توانسته باشیم در یک بسته منسجم و معقول این زن را در سیستم تفکر دینی با قرائت اسلام انقلابی تعریف کنیم، شما را ارجاع می دهم به سریال های دهه 70،80و تاحدودی هم 90 درمحموعه های تولید شده که هم اکنون باز هم در شبکه ای فیلم باز پخش می شود ببنید، حجاب مخصوص زندانبانان و مأموران اجرای حدود و یا لباس رسمی افراد زندانی است که این تصویر، تأثیر نامطلوبی بر حجاب در جامعه خواهد گذاشت. یا اینکه حجاب و چادر نوعی نماد برای طبقه فقیر و بی سواد جامعه قلمداد می شود که در مقابل آن زنان ثروتمند و باسواد به مراتب از پوشش کمتری استفاده می کنند، به طوری که کسی با دیدن یک زن محجبه، هرگز تصور نمی کند که او ممکن است یک زن ثروتمند و یا دانشمند باشد. دیده می شود که در سریال ها تنها افراد مسن و مادربزرگ ها از حجاب کاملی برخوردار هستند، این تصور باعث می شود که زنان جامعه، حجاب را نشان افزایش سن و مانعی برای جوان ماندن خود تلقی نمایند. دیگران نیز دختران و زنان جوانی را که به حجاب خود پایبند هستند، به تمسخر مادربزرگ خطاب کنند. یا اینکه استفاده از چادر و حجاب کامل تنها در مراسم ختم جلوه می کند و یادآور غم و اندوه و افسردگی زنان محجبه است که در مقابل آن در مراسم شادی و به طور کلی زنانی که از روحیه ای شاد برخوردار هستند، به طور معمول دارای پوشش و حجاب کمتری هستند. تبلیغات بازرگانی نیز به نوبه خود در رواج بی حجابی و رشد حس خودنمایی و تبرج در زنان دخیل هستند. از دیر زمان تاریخ، در جوامع بی‏بند و بار غربی از زنان برای ‏رسیدن به تمام مقاصد سوء خود استفاده‏ می‏کردند. حتی برای تبلیغ پست‏ترین کالای ‏مصرفی خود، مانند شوینده دستشویی ها و این ‏شگرد به رسانه های جوامع اسلامی هم سرایت کرده، به طور معمول زنانی که در تبلیغات بازرگانی سیما از آن ها استفاده می شود، زنانی زیبا و جذاب هستند و بینندگان را به مصرف کالایی خاص دعوت می کنند و هنری جز شستن و آشپزی ندارند. یا از دختربچه های زیبا و با صورت های نقاشی شده استفاده می شود، غافل از اینکه این کودکان و یا کودکان مخاطب آن ها روزی به بزرگسالان جامعه تبدیل خواهند شد و منش و روش کودکی شان در زندگی آن ها ماندگار خواهد شد. این تصاویر نقش مهمی در ارائه و رشد بدحجابی در جامعه دارد. به یقین در برابر این برنامه ها، اگر تلاشی هم در جهت نهادینه کردن حجاب در برنامه های دیگری مثل سخنرانی و میزگرد، که از جذابیت کمتری در مقابل سریال ها و مجموعه های تلوزیونی برخوردارند صورت بگیرد، امری بیهوده و بی اثر خواهد بود.

با توجه به نقش صدا و سیما به خصوص برنامه ها و سریال های تلوزیونی در تغییر نگرش مردم نسبت به حجاب و عفاف در سبک زندگی والگو دهی به جامعه چه راهکاری پیشنهاد می دهید؟

رسانه ها در ابتدا نباید به تبلیغات فرهنگی دشمنان بیشتر دامن بزنند. وقتی علاوه بر رسانه های غربی، در صدا و سیمای کشورما نیز این طور القا می شود که حجاب، یعنی تحمل سختی و مشقتی که خود انسان با اختیار انتخاب کرد است. حجاب، یعنی لباس زندانی و زندانبان به تن کردن، در حالی که آزادی حق هر فرد و آرمان ویژه اوست. حجاب، یعنی گوشه نشینی و کنار کشیدن از اجتماع و کارهای اجتماعی و سیاسی و علمی، در حالی که نسل جوان ما همواره و به حق به دنبال پیشرفت های سیاسی و اجتماعی و تحصیلی است، به چه معناست؟

هنگامی که فیلم های جمهوری اسلامی ایران برای مردم، زنان خوشبخت در خانواده های مرفه و ثروتمند و به اصطلاح متمدن و با فرهنگ را با حجابی غیر از پوشش اسلامی و زنان بدبخت و کلفت را با چادر نمایش می دهد، چگونه می توان انتظار داشت مردمی که دنبال رفاه و آسایش هستند و حتی گاه اصول دینشان را خوب درک نکرده اند و از فلسفه حجاب نیز چیزی نمی دانند، از چنین الگویی پیروی نکنند.

نکته پایانی ؟

لوئی منتسکیو یکی از اندیشمندان سیاسی فرانسه در عصر روشنگری در کتاب روح القوانین صفحه 226در تحلیلی کارکردگرایانه می نویسد: از دست رفتن عفت زنان به قدری تأثیرات بد دارد و به اندازه ای نواقص و معایب تولید می کند و طوری روح مردم را فاسد می نماید که اگر کشوری دچار آن گردد و این اصل مهم از بین برود، بدبختی های زیادی از آن ناشی می گردد، به خصوص در حکومت دموکراسی، از دست رفتن عفت، بزرگ ترین بدبختی ها و مفاسد را باعث می شود تا جایی که اساس حکومت را از بین خواهد برد. به همین علت غرب از زنان به عنوان یک ابزار علیه نظام ما استفاده می کند به همین علت تلاش می کند که حجاب و عفاف را در جامعه ما کمرنگ کند این نکنه مهمی است که برنامه سازان صدا و سیما باید در نظر داشته باشند.



ثبت دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار − 1 =