logo_bassam

زهره مهرنوروزی -مادران شهدا یکی یکی آرام و بی صدا از بین ما می روند. عمری غمی بزرگ را در دل خود جای دادند، اما ساکت وصبور زیستند ، زندگی رشته رشته تار موهای سرشان را سفید کرد، هرگاه یاد فرزند عزیزشان را کردند آهی در دل کشیدند که ما نشنیدیم، اما خدا شنید و به صبرو تحمل شان افزود.

حاجیه بتول مادر شهید محرمعلی گازرانی بعد از 36سال از شهادت فرزندش سرانجام در 13آبان ماه 1401به فرزند شهیدش پیوست و در جوارصحن امام زاده احمد ابن افطس  روستای اسفین  واقع در استان مرکزی در چند قدمی مزار پسرش آرام گرفت.

حاجیه بتول گازرانی در هفتم آبان ماه 1364قلب و جانش را در کنار مزار پسر شهیدش محرمعلی(مشد علی ) به امانت جا گذاشت و هرپنجشنبه به دیدنش می رفت، محرمعلی که از کودکی مشد علی صدایش  می کردند. جوانی پاکیزه و مردمدار بود همه اهالی گازران  از وی به نیکی یاد می کردند او فرزند حاج علی اکبر و حاجیه بتول گازرانی بود.

مردم گازران قدر آدم های خوب را می دانند بعد از شهادت مشد علی تمام اهالی روزهای نخستین سال همان عید نوروز اولین جایی که  برای دید و بازدید نورورز می رفتند خانه مادر مشد علی بود. محرمعلی گازرانی در جبهه میمک به شهادت رسید در حالی که یک جوان 27ساله بود. از او سه فرزند دختر به نام های زهرا ، لیلا و کبری به یادگارمانده است. اما دلتنگی های مادرش شنیدن دارد.

هیچکس به درستی از عالم بالا خبر ندارد اما چیزی که در باره شهدا در قرآن که کلام خداست چنین می خوانیم : وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ  (ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.

حاجی بتول به گفته خودش حتی یکبارهم پسرش را در خواب ندیده است، اما پسر که از عشق و علاقه مادر به خودش مطلع بود مادر را تنها نمی گذاشت و  در زمانی که مادر تنها بود به دیدنش می رفت و با او حرف می زد. مادر این را بارها با چشم خودش دیده بود.

می گفت: مشد علی ام  آمد پرده را کنارزد و گفت: مادر چرا تنها نشسته ای و مادر از ناراحتی و دلتنگی ات بگو بگو بدانم چه شده ….

به گفته خودش مشد علی خودش بارها مشکلات او را بر طرف کرده مشد علی نگذاشه  مادر ناراحتی بکشد. خیلی وقت ها در طول این 36 سال مادر را از نظر روح  و روانی تقویت کرد. بارها دیده بودم که در کنار مزار پسر می نشنید دست روی سنگ مزار می گذارد و آرام آرام چیزهایی را می گوید.

هرچه بود از ایمان و صبوری این مادر بود که سوگ فرزندش اینگونه تاب می آورد، او آرام آرام آب می شد ولی اشک نمی ریخت چون ایمان داشت مشد علی جانش در راه خدا شهید شده پس نباید علی و خدای علی را با گریه هایش ناراحت کند. این زن از تبار زنان عاشورایی بود از آنها که نمونه اش را در ایران کم نداریم. صبر این مادران تماشایی و زیبا بود.

جمعه 13آبان ماه پیکر نحیف این مادر برروی  دست صدها  نفر از اقوام و اهالی روستای گازران تشییع و در کنار همسر وپسرش آرمید. بی تردید او برای پسرش حرف های زیادی برای گفتن دارد.

یادمان نرود که ما  امروز هرچه داریم از برکت این مادران و شهداست که توانسته ایم در مقابل دنیای نیرگ و فریب دوام بیاوریم . از برکت  صبر این مادران شهید است که می توانیم به عزت و سربلندی این کشور ببالیم. مادرمشد علی به آسمان رفت تا در جوار آفریدگارش به زندگی دیگری بپردازد، اما خاطره این مادر بزرگ را همه ما به خاطر می سپاریم. و تا ابد بر روان پاک این مادران دریا دل و بزرگ سلام و درود می فرستیم آنان که زینب وار در سوگ فرزندان  خود صبوری کردند و طاقت آوردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − یازده =