logo_bassam

زهره مهرنوروزی -کودک بود 5سال بیشتر نداشت که با بازی «کلاف» آشنا شد حالا یک نوجوان سیزده ساله است بازی کلاف را فوت آب است تمام بازهای اینترنتی را می شناسد زیرو بم گوشی های هوشنمد را می داند اما آداب میهمانی را نمی داند او فقط می داند که در طول روز سه بار باید غذا بخورد به اصرار مادرش حمام کند به اصرار پدرش در مهمانی شرکت کند در آنجا هم یک گوشه بنشیند و بازیش را ادامه دهد او از زندگی  چیزی نمی داند یا در گیم نت ها پلاس است یا در اتاقش روی تختش دراز کشیده  و غرق در بازهای اینترنتی است گاهی هم صفحات مجازی را چک می کند این اوضاع جاری خیلی از خانوده های ماست که  کودکان را به گوشی هوشنمد سپردیم او را اسیر کردیم و خودمان  را گرفتار تر کردیم.

و اما

فضای مجازی در راستای پروژه دهکده جهانی مارشال مک لوهان به وجود آمده است و هدف از آن یکسان سازی باورها و عقاید و اندیشه های همه ملل در راستای افکار و اندیشه های غربی است. در حقیقت فضای مجازی با گسترش و سلطه اندیشه غربی در تلاش است تا همه هویت های مستقل فرهنگی را از میان بردارد و اصولا هیچ فرهنگ متمایز و متفاوتی با فرهنگ سلطه باقی نماند.

قبح شکنی نسبت به ناهنجاری های دینی و اجتماعی

در محیط مجازی، کاربران به دلیل ارتباط شبه تعاملی خود با آن، در بسیاری از فرایندها خود را دخیل می دانند و در انجام انواع افعال مشارکت می کنند. به دلیل تسلط بیگانگان بر فضای مجازی، غالب افعال کاربران در این بستر ناهنجار بوده و در تعارض کامل با هنجارهای دینی و اجتماعی کشور است. کاربران فضای مجازی در مدت حضور خود در این فضا، خصوصا بازی های ویدئویی، بارها و بارها سرقت، تجاوز به عنف، زورگیری، قمار بازی، شراب خواری، تشکیل و مدیریت باندهای تبهکاری را تجربه می کنند و پس از مدتی به دلیل عادی شدن مواجهه با چنین مواردی و حتی ارتکاب آن، قبح چنین اعمالی برایشان از بین رفته و در پاره ای موارد منجر به انجام چنین اعمالی در محیط فیزیکی نیز می شود.

عدم مسئولیت پذیری

اعتیاد، اعتماد و اعتقاد به فضای مجازی و تأثیرپذیری از رسانه های فعال می تواند کاربران فضای مجازی را به روزمرگی و وقت گذرانی ناسالم و بی برنامگی مبتلا کند. چنانچه برخی از کاربران تحت تأثیر شبهات و مسائل فرهنگی منفی، از مسئولیت های اجتماعی و خانوادگی و فردی خود شانه خالی می کنند و تلاش در جهت خدمت به جامعه و فرهنگ دینی را بی فایده تصور می کنند.

اشاعه سستی و تنبلی

غرق شدن در لذت و سرگرمی در فضای مجازی آرام آرام فرد را به دلبستگی و وابستگی شدید و اعتیاد گونه به فضای مجازی سوق می دهد و لذا در بیشتر مواقع کاربر برای جدا نشدن از این ابزار و فضای مجازی، به هر بهانه ای از انجام کارهای ضروری و حتی روزمره خود نیز سرباز می زند و به نوعی دچار سستی و تنبلی مزمن می شود. گاه حتی فرد به دلیل افراط در سستی، از مسئولیت ها و وظایف خود سرباز می زند و از دیگران از جمله نزدیکان و اعضای خانواده توقع دارد تا مسائل شخصی او را انجام دهند.

ناتوانی در مدیریت زمان

گشت و گذار در فضای مجازی اگر بدون نیاز واقعی و توجیه علمی صورت گیرد و صرفا از روی کنجکاوی و سرگرمی باشد، به باتلاق تضییع عمر تبدیل خواهد شد. هر روز بر امکانات رسانه ای و جذاب فضای مجازی افزوده می شود. لذا کاربرانی که دچار سرگردانی و بی برنامگی در امور زندگی هستند، گاه چنان غرق در جذابیت های فضای مجازی می شوند که گذشت زمان را حس نمی کنند.

تمایل به گوشه نشینی و انزوا

تحقیقات ثابت کرده است آن دسته از افرادی که استفاده اعتیادی از اینترنت می کنند، بیشتر دچار انزوا و تنهایی اجتماعی می شوند و این افراد دچار ناکامی تحصیلی و کاری بیشتری می شوند و روز به روز از دایره تعاملات میان فردی و ارتباط آنها کاسته می شود. همچنین نتایج تحقیقات نشان داده است که استفاده زیاد از اینترنت با پیوند ضعیف اجتماعی مرتبط است. بر عکس کاربرانی که از اینترنت کمتر استفاده می کنند، به طور قابل ملاحظه ای با والدین و دوستانشان ارتباط بیشتری دارند.

افزایش روحیه پرخاشگری و خشونت

طبق تحقیقات انجام شده رفتارهای پرخاشگرانه در میان فرزندان به صورت غیر معمول از نتایج استفاده از بازی های رایانه ای و فیلم های خشن است. هر چند نمی توان منکر تأثیر منفی این نوع سرگرمی ها در بروز رفتارهای خشن بود، اما با توجه به محتوای غیراخلاقی که در فیلم ها و بازی ها وجود دارد، می توان این عامل را نیز از جمله عوامل مهم ایجاد روحیه پرخاشگرایانه در کودکان و نوجوانان قلمداد کرد.

متاسفانه این یک واقعیت غالب نوجوانانی که ما در کوچه و خیابان می بینیم با بچه های دیروز  فرق دارند دنیای مجازی  را ما ندانسته به نوجوانان هدیه دادیم اکنون ما مانده ایم و نوجوانانی که نمی دانیم از کدام سرزمین هستند با ما زندگی می کنند اما شناختی از ما ندارند در کنار ما هستند اما ما را درک نمی کنند حرف های ما را نمی شنوند. چرا؟ چون دیگر قادر نیستیم او را از دنیای مجازی بیرون بکشیم او در دنیای مجازی غرق شده است و ما تبحر نداریم چگونه اورا نجات دهیم ما غریق نجاتی را آموزش ندیده ایم و چنین می شود که گسست نسل های فاحشی بین ما ونوجوانان رخ داده است و شاید تنها راه نجات این نوجوانان محروم کردن آنان از ادامه بازی در فضای مجازی باشد وراه نجات دیگر تمرکز برروی بازهای واقعی در مدارس باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − هشت =